خرید بک لینک
پیش نوشت : بابت نگارش کمی عذر میخوام ! وقتی دبستان بودم یه روز اسهال گرفتم و جاتون خالی توی شلوارم حسابی کثافت کاری کردم اونجا برای اینکه گندش در نیاد خودمو زدم به کوچه ی علی چپ گفتم شکمم درد میکنه بگین مامانم بیاد منو ببره خونه. تمام افرادی که توی مدرسه بودن خیلی شانس آوردن ! اگه مامانم خودشو زود نمی رسوند صد در صد تمام فضای مدرسه رو...بگذریم احتمالا چیزی نمیشد چون مدیرمون انقدر فهیم بود که تا کل مدرسه رو گند نگرفته مدرسه رو تعطیل کنه ... الآن هم با این حجم از آلودگی هوا وضعیت همونه احتیاج به تعطیلی داریم! پی نوشت: میشود خارج از دایره ی زندگی دور از همه ی شلوغی ها یک نقطه ی کور یافت تا گونه ای از آدم که هم اکنون به خود انسان می گوید بدون ترس به همه ی سیب هایی که گاز زده اعتراف کند و بر این باور باشد اعتراف به یک اشتباه نه تنها خوب است بلکه گاهی موجب بهترین تصمیم سر چند راهی های زندگیشان میشود...

برچسب: اعترافات ذهن خطرناک من,اعترافات,اعتراف, نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 0:36

الآن تمام پست ها شده فیدل کاسترو !تا الآن فکر میکردم فیدل کاسترو برند روغن موتوره :/بر عکس بقیه نمیتونم بگم که از طرفدارانش بودم و پست بذارم روح مبارزت هنوز زنده س و این جور چُسی ها ! من هیچی از نظام مارکسیستی و آنتی تز نظام سرمایه داری سر در نمیارم و نمیفهمم کارل ماکس چرا خوشبختی رو توی مبارزه میدید اما هر وقت میرم سایت element14.com میبینم که اسم کشور کوبا کنار اسم کشور ما و سه کشور بد بخت دیگه در لیست تحریم ها خوش میگذرونن حالم بد میشه! حالا کشور ما خوبه ، کافیه یه نگاهی به وضعیت مردم کشور أسف بار کوبا بندازید کشوری که انواع محدودیت هارو داره مثل اینترانت یا همون شبکه ی ملی به جای اینترنت و ...تا ببینید سیاست شعار قشنگ دادن نیست سیاست باید پر از مکر و حیله به نفع کشور باشه هر چند ممکنه مردم عادی به این وضع اعتراض کنن شاید هم انقلاب.... حالا اعتراضش بد نیست اتفاقا موجب پیشرفت کشور میشه اما متاسفانه مردم کشور ها اعتراضی نمیکنند تا جمع بشه برای انقلاب کردن کاش به این جمله ی ویل دورانت فکر کنند: انقلابی امروز ستمگر فرداست. من دیکتاتوری رو بیشتر میپسندم اما جمهوری واقعی میتونه پایدار تر

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 0:36

سومین و آخرین آلبوم سری اکسیژن ، ژان میشل ژار دیشب ریلیز شد از گوگل پلی گرفتم اما اونجوری که دلم میخواست نبود اگه قبلش به آلبوم های "الکترونیکا"ی ژار گوش نمیدادم میگفتم ژار با 69 سال سن برای آهنگسازی خیلی پیر شده اما با چند بار شنیدنش فهمیدم هنوز هم نوآوری توی ساخت آهنگاش وجود داره.... مهم ترین تغییرش استفاده از سینتی سایزر های دیجیتال به جای آنالوگ هست بر خلاف دو سری قبلی آلبوم اکسیژن قسمت 3 آلبومی هست که فقط برای دیدن توی کنسرت ساخته شد. کنسرت! کلمه ای که توی ایران حتی برای لایت ترین آهنگ ها هم تعریف نشده چه برسه آلبومی که همزمان توی ایستگاه فضایی پخش میشه و کنسرتی که توی فضای باز با چند میلیون تماشاگر و آتیش بازی....استغفرالله الآن گفتم آتیش بازی اینو میچسبونن به جهنم ، شیطان پرستی و این دسته از خرافات... اونقدر افراط و تفریط میکنن آدم راه درستو گم میکنه، چند وقت پیش نذاشتن توی مشهد کنسرت برگزار بشه ، به نظر من این کاملا درسته چون یه سری جاها حرمت داره اما ملت کجا انرژیشونو خالی کنند ؟! وقتی حتی هر سبک موسیقی به جز پاپ نمیتونه مجوز بگیره حتی آهنگ های پاپ هم فقط باید به بررسی چشم مع

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 0:36

در پی پست خیلی قبل پیش که مربوط به ازدواج بود تصمیمم بر این بود که ازدواج سنتی کنم و پیرو این تصمیم خانواده ی گرامیم دختری رو انتخاب کردند و ما روانه ی خانه ی آن شدیم...متاسفانه من از ظاهر فرد مورد نظر خوشم نیومد و توی دلم در حال لعنت فرستادن به این طرز از آشنایی و دیدن بودم که گفتن دختر و پسر برن حرفاشوتو بزنن ، اما از اونجا که میدونستم من با حرف زدن ممکنه خر بشم :| گفتم نیازی نیست حرف بزنیم ! اینجا بود که فضای گرم جلسه رو به گند کشیدم و سنگینی نگاه همه رو حس میکردم :))) یه ربع بعد پاشدیم اومدیم بیرون ، آخر شب به خونواده ام گفتم ازش خوشم نیومد اینجوری نمیشه همش بریم اینور و اونور دل دختر مردمو بشکنیم اونا هم گفتن ما فکر میکردیم خوشت میاد ازش هیچی خلاصه بحث بالا گرفت نتیجه این شد که پدر و مادرم ازدواج سنتی رو اینجوری رو دوست ندارن و حتی توجهی به شعار "توپ تانک باقالی! دختر فقط شمالی!" هم نمیکنند پس خودم هم باید مثل همه ی پسرا بگردم تا اگه از دختری خوشم اومد با حفظ شئونات اسلامی باهاش آشنا بشم و بعدش مراحل دیگه... حالا از پس فردا باید توی حیاط دانشگاه! نشد توی خیابون ولی عصر ! نشد حتی ت

برچسب: سرانجام قطام چه شد,سرانجام,سرانجام طوسی, نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 0:36

خیلی وقت ها پست هام با عقایدم در تضاد هستن تا ببینم چه استدلال هایی برای نظر مخالف پست که معولا نظر خودم هست وجود داره ، همین جاست که حس میکنم ما ایرانی ها به طور غیر عادی با هر گونه مخالفتی حتی به نفع خودمون ! می جنگیم و دلایل منطقی رو با تعصب غیر منطقی میدونیم. خیلی خوشم میاد از خواننده های زن فرانسوی ای که بعضی جاها ته کلماتو برای ایجاد حس جذابیت(مودب ترین حالت گفتن !) یه ربع پرده بالاتر میبرن ، اما اخیرا توی حرف زدن افراد متوجه میشم ! لطفا هر جایی نکنید این کارو :/ دقت کردید خیار و پرتقال و سیب رو باهم بخورید مزه آناناس میده ؟! پی نوشت : دلم میخواد اسم اینجا رو تغییر بدم :)

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 0:36

صفحه بندی